| پول خرج كردن چهارساله براي كنكور |
|
هزينههاي سنگين تحصيل در دبيرستان
بسياري از مردم ايران در مقطعي با كنكور درگير بودهاند آنها حتي اگر در خانه خودشان هم بچه كنكوري نداشته باشند از در و همسايه گرفته تا اعضاي فاميل شنيدهاند كه خانوادهها سال كنكور را سال عذاب خود مينامند. كنكور ضربالمثلهاي تازهاي را به زبان ما تحميل كرده مثل «حكايت كنكور در ايران قيف برعكسي است»، يعني با سختي ميري توي دانشگاه و به راحتي فارغالتحصيل ميشوي. هفتهء پيش از هزينههاي تحصيل در مدارس غيرانتفاعي گفتيم، اين هفته رفتيم سراغ هزينه هاي دبيرستان و نشستن پشت در كنكور. انگار نميشود هزينههاي دبيرستان را از كنكور جدا كرد. به هر دبيرستاني كه سر ميزنيد حتي اگر قصد داشته باشيد فرزندتان را در كلاس اول دبيرستان هم ثبتنام كنيد چنان در مورد كنكور و آمادگي قبل از آن سخن ميگويند كه خانوادهها ميتوانند همان لحظه بچهشان را در لباس فارغالتحصيلي دانشگاه تصور كنند و اما هزينههاي اين مقطع از زندگي جوانان ديگر سر به فلك كشيده و در اين گزارش سعي داريم اين هزينهها كه خيلي از آنها بجا و خيلي از آنها هم بيهوده است را بررسي كنيم. در مدارس غيرانتفاعي برنامههاي خاصي براي دانشآموزان در نظر گرفته ميشد كه اكثر آنها به نام كلاس آمادگي كنكور رواج پيدا كرده: «از سال اول دخترم ساعت هفت رفته مدرسه تا پنج بعدازظهر، اول فكر ميكردم اين خيلي خوبه و داره براي كنكور آماده ميشه ولي حالا كه به پيشدانشگاهي رسيده ميگه ديگه بريدم و اصلا نميخوام امسال كنكور بدم. ميفهمم كه اشتباه كردم. اين قدر اين بچههاي بيچاره از سال اول دبيرستان به فكر كنكور هستند كه ديگه خسته ميشن، چهار سال با روياي قبولي دانشگاه زندگي ميكنن و وقتي به پيشدانشگاهي ميرسن از نفس ميافتند.» خانم شيكپوشي كه كنار در مدرسه ايستاده و منتظر دخترش است اينها را ميگويد. از هزينههاي دبيرستان دخترش ميپرسم، ميگويد:«والا اين كنكور لعنتي ذهن همه را پر كرده كه ديگه ندارم و نميتونم اين قدر شهريه بدم، حتي شده آدم پول قرض كنه بايد اين هزينهها را بپردازه، اول سال بهمون ميگن شهريه سه ميليون تومان است، بعد وسط سال به اسم كلاس آمادگيكنكور هزار جور فيلم ديگه بازي ميكنند و سه ميليون ديگه پول ميگيرند. البته امسال رو نميدونم ولي چون دخترم پيشدانشگاهيه حتما بيشتر هم ميخوان.» خانمهاي ديگر كه در حياط مدرسه هستند حرفهايش را تاييد ميكنند و هركدام حرفي براي زدن دارند:«آخه كي گفته آدم اگر اين قدر هزينه كنه بچهاش حتما كنكور قبول ميشه؟ دختر خواهرم سال كنكور هفت ميليون تومان خرج كرد و آخرش هم هيچجا قبول نشد. خود بچه بايد درسخون باشه به نظرم اينها همه فقط چشمو همچشمي بين بچههاست.» از آنها ميپرسم: «اگر اين حرف را قبول داريد چرا اين قدر هزينه ميكنيد؟» يكي از مادرها جواب ميدهد:«نكنم كه پسفردا كه قبول نشد بگه شماها برام كم گذاشتيد؟» پسري كه خيلي هم خسته به نظر ميرسد از مدرسه خارج ميشود، ميروم سراغش: «تمام تابستان را كلاس داشتم،اصلا نفهميدم تابستان كي آمد و كي رفت.» «چقدر هزينه كردي براي مدرسه و كنكور؟» ميخندد: «خيلي. سال اول دو ميليون، سال دوم ۵/۳ ميليون، سال سوم ۵/۴ ميليون، امسال هم كه ميگويند هفت يا هشت ميليون، تازه اينها كه گفتم بدون معلم خصوصي و خرجهاي ديگه است.» دوستش نزديك ميآيد و در حرفهايمان دقيق ميشود: «خانم، اول سال شهريه ميگيرن، وسط سال كمك مالي، آخر سال هم هزينهء كلاسهاي تابستاني و مسابقه و اين جور چيزها.» هر دو ميخندند. ميپرسم: «چرا مدرسه دولتي نميرويد؟» «آخر توي مدرسهء دولتي كه نميشه كنكور قبول شد.»«چرا؟» «اينجا كه اينقدر پول ميديم بازم قبول نميشيم چه برسه به اونجا.» اكثر افرادي كه از دبيرستانهاي غيرانتفاعي استفاده ميكنند، خودشان هم معتقدند كه كيفيت مدرسه دليل قطعي قبولي كنكور نيست، ولي انگار اين غول كنكور جوري آدمها را ترسانده كه با آگاهي دست به خيلي از كارهاي بيهوده ميزنند البته منكر نميشويم خيلي از مدارس غيرانتفاعي هستندكه از معلمان باتجربه و مشهور براي كلاسهاي آمادگي كنكور استفاده ميكنند ولي انگار همه فراموش كردهاند كه اين معلمان همان معلمان مدارس دولتياند كه براي اضافهكاري به اين مدارس سرميزنند. هزينهء دبيرستانهاي غيرانتفاعي هر روز بيشتر از روز قبل در سبد هزينهء خانوار خودنمايي ميكند و اين خود يكي از معضلهاي خانوادههاي ايراني شده است. هزينهء تحصيل در دبيرستانهاي غيرانتفاعي اين مدارس را خاص گروهي محدود از جامعهء ايران ميكند و البته به نشانهاي از اختلافات طبقاتي هم بدل شده است. منبع: روزنامه سرمايه موضوع: مشكلان ناشي از كنكور |
| < بعد | قبل > |
|---|









