| دانشجويان غيربومي تحصيل يا نابودي؟ |
|
پذيرش دانشجوي غيربومي، توسط دانشگاهها و درآمد انبوهي كه از اين طريق به دست ميآيد، باعث شدهاست تا هر ساله بسياري از دانشجويان كه غيربومي هستند بر اثر حوادث گوناگون مثل گازگرفتگي، تصادف و... جان خود را از دست بدهند، اما درآمد انبوه پذيرش دانشجوي غيربومي چشم مسئولان را بسته است و حاضر نيستند طرح پذيرش دانشجوي بومي را به اجرا درآورند. «با هزار اميد و آرزو، دخترم را براي تحصيل از شهرمان به تهران فرستادم. براي بزرگ كردنش زحمت بسياري كشيده بودم. هر چند هزينههاي دانشگاه بالا بود اما براي اينكه او به جايي برسد و براي خودش كسي شود تمام سختيهايش را پذيرفتم و به هر زحمتي بود، خرج تحصيلاش را فراهم كردم. سال آخر رشته روانشناسي بود، كه تلفن از يك كلانتري در تهران خبر مرگ دخترم را به من و مادرش دادند. دخترم، دور از خانواده، در تهران يك اتاق محقر در زيرزمين ساختماني اجاره كرده بود، چون مثل هزاران دختر دانشجو نتوانسته بود به خوابگاه دانشجويي راه پيدا كند. در همين اتاق شهر در يك شب سرد زمستاني دچار گازگرفتگي شده و مرده بود. من هنوز خودم را در مرگ دخترم مقصر ميدانم، چرا كه اگر پول كافي داشتم و ميتوانستم خانهيي بهتر و ايمنتر برايش اجاره كنم هرگز اين اتفاق ناگوار و دردناك پيش نميآمد. اين حرفها را پدري ميزند كه دختر جوان خود را از اهواز به تهران فرستاده بود تا در دانشگاه درس بخواند اما جنازه كبود شدهاش را تحويل گرفت. پذيرش دانشجوي غيربومي، توسط دانشگاهها و درآمد انبوهي كه از اين طريق به دست ميآيد، باعث شده تا هر ساله بسياري از دانشجويان كه غيربومي هستند بر اثر حوادث گوناگون مثل گازگرفتگي، تصادف و... جان خود را از دست بدهند، اما درآمد انبوه پذيرش دانشجوي غيربومي چشم مسئولان را بسته است و حاضر نيستند طرح پذيرش دانشجوي بومي را به اجرا درآورند. كارشناسان معتقدند، عدم اجراي طرح پذيرش دانشجوي بومي آسيبهاي فردي و اجتماعي زيادي را در بر دارد كه حل كردن مشكلات آن هزينههاي فراواني همراه دارد. بسياري از دختران و پسران دانشجو با خروج از يك محيط كوچك اجتماعي وارد شهرهاي پرزرق و برق ميشوند و به دليل عدم آگاهي دقيق به راههاي خلاف سوق پيدا ميكنند. بسياري از دانشجويان دختر و پسر غيربومي دچار حوادثي چون گازگرفتگي شده و جان خود را از دست دادهاند، عدهيي هم براي حل معضلات روحي خود به موادمخدر گرايش پيدا كردهاند، حتي ارزشهاي فرهنگي كسب كردهشان در خانواده را از دست دادهاند و به فردي پوچ و ماديگرا تبديل شدهاند كه براي دور شدن از آزار اين پوچي دست به هر كاري ميزنند. يك كارشناس در اين باره ميگويد: وقتي دانشجو چه دختر و چه پسر وارد شهر ديگري ميشود تا در رشته پذيرفته شده درس بخواند، بايد وارد خوابگاه شود. تضادهاي فرهنگي موجود بين دانشجويان در خوابگاه باعث بروز مشكلات فراواني در اين خصوص ميشود. دانشجو كمكم از فرهنگ سنتي خود فاصله گرفته و مجبور است فرهنگهايي را بپذيرد كه هيچگونه آشنايي با آن ندارد، از طرفي دوري يكدفعه و زودهنگام دانشجو از خانوادهاش آسيب شديد روحي ديگري را به او ميزند و دانشجو را به فردي بيمار و چند شخصيتي تبديل ميكند. او ادامه ميدهد: عدم نظارت دقيق خانواده روي فرزندان و برداشتن يكدفعه اين نظارت باعث ميشود تا فرد بشدت تحت تاثير همسالان خود قرار گيرد و حتي براي تجربه هم كه شده يك بار استعمال موادمخدر را تجربه كند. درصد بالايي از دانشجويان دختر يا پسر پس از ورود به دانشگاه و حضور در خوابگاه سيگاري ميشوند يا حتي در مواردي معتاد نيز شدهاند. در صورتي كه اين دانشجو در خوابگاه نباشد يا به هر دليلي به او خوابگاه ندهند بايد در خانهيي اجارهيي اقامت كند. هزينههاي بالاي اجارهخانه در شهرهاي بزرگي چون تهران باعث ميشود تا دانشجو مجبور به انتخاب مكاني شود كه نكات ايمني در آن رعايت نشده اما در عوض اجاره آن پايين است. در اين صورت است كه خطراتي چون گازگرفتگي، آتشسوزي و... باعث از بين رفتن دانشجويان ميشود. متأسفانه آمارها نشان داده طي سالهاي گذشته درصدي از دختران خياباني را دانشجويان تشكيل ميدهند. اين دختران اكثرا بخاطر تامين هزينههاي دانشگاه خود دست به چنين كاري ميزنند. يكي از اين دختران ميگويد: در روستايي اطراف كرمان زندگي ميكردم. با اينكه سطح مدارس در آن منطقه پايين بود با سعي و تلاش فراوان موفق شدم در دانشگاه قبول شوم. پدرم يك كشاورز است و نميتواند هزينه حتي خانواده را تامين كند، چه رسد به اينكه خرج تحصيل من در تهران را بدهد. اصرار زياد من باعث شد تا او با آمدنم به تهران موافقت كند. به تهران آمدم، دانشگاه در فرم اوليه هم متذكر شده بود كه جا و مكان در اختيار دانشجو قرار نميدهد و فقط يك خوابگاه بود كه من ميتوانستم در آنجا بمانم، آن هم نوبت به من نرسيد. در يكي از پايينترين محلههاي تهران خانه گرفتم، يك اتاق ۱۲ متري بود و سرويس مشترك كه براي آن بايد ماهي ۵۰ هزار تومان كرايه ميدادم، يك هم اتاقي هم پيدا كردم كه هزينهام كمتر شود. با كمك هم اتاقيام در يك مغازه لباس فروشي در بالاي شهر تهران كاري پيدا كردم، ماهي ۷۰ هزار تومان حقوق گرفتم، وقتي ديدم هزينههاي دانشگاهيام تامين نشده است و هر ماه كم ميآورم پيشنهاد كردم يك هم اتاقي ديگر هم بياوريم. ما شديم سه نفر اولين ترم دانشگاه تمام شد، مجبور شدم تعطيلات را در تهران بمانم و سركار باشم، چون وقت بيشتري را در مغازه ميماندم با صاحب مغازه بيشتر آشنا شدم، اين رابطه ادامه داشت تا اينكه از من خواستگاري كرد، من كه به حرفهايش اعتماد كرده بودم، از او خواستم با خانوادهام حرف بزند ولي گفت بايد بيشتر همديگر را بشناسيم، بعد از حدود يك سال كه رابطه ما ادامه داشت و من مرتب به خانهاش رفت و آمد داشتم، باردار شدم اما او حاضر نشد با من ازدواج كند و... بچه را سقط كردم، شغلم را هم از دست دادم. روي برگشتن به خانه را هم نداشتم و اينطور شد كه مجبور شدم براي گذران زندگيام روي به تن فروشي آورم. دكتر مجيد ابهري آسيبشناس در اين باره ميگويد: يكي از بزرگترين مشكلاتي كه در دانشگاهها باپذيرش دانشجوي غيربومي به وجود آوردهاند، خارج شدن فرزندان در حال عبور از سنين نوجواني به جواني از حيطه خانواده است. اين دانشجويان وارد محيطي جديد ميشوند و از حوزه نظارت خانواده خارج ميشوند. ورود به محيط جديد و تداخل با فرهنگهاي ديگر باعث افسردگي و عدم نظارت خانواده باعث بروز مشكلات اخلاقي و رفتاري ميشود. بومي كردن دانشجو هم به نفع اقتصاد خانواده است و هم دانشجويان از نظارت خانواده خارج نميشوند. دكتر ابهري به افسردگيهاي شديد بين دانشجويان اشاره ميكند و ميگويد: چون فرهنگ جامعه ما طوري است كه روابط والدين و فرزندان به لحاظ عاطفي بسيار نزديك است و از طرفي به لحاظ اقتصادي هم فرزندان به والدين نزديك هستند، جدايي يكباره از خانواده و دورشدن از محيط گرم خانوادگي و قرار گرفتن در محيط خوابگاه باعث دلتنگي دانشجو ميشود و در صورتيكه اين مساله با فشار شديد اقتصادي باشد، دانشجو را با افسردگي شديد روبرو خواهد كرد. والدين بخاطر اينكه نميخواهند مانع پيشرفت فرزندانشان شوند، آنها را به دانشگاه ميفرستند اما چون نميتوانند هزينههاي آنها را تامين كنند دانشجو خود مجبور به كار كردن ميشود، متاسفانه بازار كار در ايران باعث ميشود دانشجو دور از نظارت خانواده به كارهايي چون تن فروشي يا خريد و فروش مواد مخدر روي آورد. كارشناسان معتقدند حتي اگر همه دانشجويان در خوابگاه جاي داده شوند، چون محيط خوابگاه، فاقد نظارت دقيق و اصولي است، باز هم محيط ناامن خواهد بود. دكتر ابهري در اين خصوص ميگويد: وقتي دختر يا پسر در بين افراد خانوادهاش زندگي ميكند، سر يك ساعت مشخص بايد خانه باشد و رفت و آمد آنها تحت كنترل است، اما در خوابگاه چنين نظارتي نيست. دكتر ابهري درخصوص اينكه دانشجويان با دور شدن از خانواده استقلال مييابند، ميگويد: اينطور نيست، چون هنوز به لحاظ اقتصادي وابسته هستند و پيش زمينهيي براي فرد وجود ندارد كه منجر به جدايي شود، يعني جوان بدون آمادگي روحي جدا ميشود. او معتقد است، دولت بايد قانوني تصويب كند كه دانشگاهها را در صورت گرفتن دانشجوي غيربومي، مسئول بداند. يعني دانشگاه موظف شود در قبال پذيرش دانشجو به لحاظ مالي، رواني و مكان زندگي و حفظ دانشجو مسئول باشد و امكانات كافي در اختيار او قرار دهد. كارشناسان براين باورند كه طرح پذيرش دانشجوي غيربومي، مشكلات اقتصادي، رفتاري و روحي و رواني فراواني به وجود ميآورد و آسيبهاي به وجود آمده از قبل آن بسيار بيشتر از سود تربيت يك فرد متخصص است و هزينههاي فرهنگي و اقتصادي فراواني براي جامعه و خانواده دارد. بسياري از اين دانشجويان حتي پس از پايان دوران دانشجويي به دليل امكانات شهرهاي بزرگ يا كارهايي ضد فرهنگي كه در دوران دانشجويي كردهاند حاضر به بازگشت نيستند و اين مساله هم معضلات فراواني را به وجود ميآورد. منبع: روزنامه اعتماد موضوع: مشكلان ناشي از كنكور |
| < بعد | قبل > |
|---|









